انجمن عشق سرا

نقشه سایت عشق سرا
صفحه ای اصلی(پرتال) وبلاگ(جدید) تالار های گفتگو چت روم کلوپ بازی تلویزیون و رادیو انلاین بخش خبر لینک باکس عاشقی کارت پستال تعبیر خواب فال قهوه دیکشنری تماس با ما

تبلیغات
جدیدترین موضوعات

Google
Web asheghi.ir

.




انجمن عشق سرا | Asheghi Forum > انجمن های آزاد > خاطرات و داستان های شما > متن های جالب و داستان های کوتاه
دانه ای که سپیدار بود
نام کاربری:
رمز ورود:
    ورود ثبت نام راهنمایی لیست اعضاء تقویم ارسال های جدید جستجو
ورود و ثـــــبـــــت نــــــــــــــــــــــــــام سريــــــــــــع زمان جاری: سه شنبه ۲۰ بهمن۱۳۸۸, ۱۶:۰۸

ثبت نام سريع در کمتر از 5 ثانيه(براي استفاده از کل امکانات انجمن بايد حتما ثبت نام کنيد)

نام کاربري

کلمه عبور

تکرار کلمه عبور

آدرس ايميل

تکرار آدرس ايميل


ورود

نام کاربري:
کلمه عبور:

در صورتي که هنوز ثبت نام نکرده ايد مي توانيد از فرم سمت راست و يا لينک پايين براي ثبت نام استفاده نماييد. در صورتي که مي خواهيد ثبت نام سريع و کمتر از 5 ثانيه داشته باشيد از فرم سمت راست استفاده نماييد. براي ثبت نام پيشرفته و تنظيمات اختيارات مي توانيد از لينک زير و يا از نوار ابزار بالا به قسمت ثبت نام مراجعه نماييد.

فرم ثبت نام پيشرفته

رمز عبور خود را فراموش کرده ام



ارسال پاسخ  ارسال موضوع  
حالت موضوعی | حالت خطی
دانه ای که سپیدار بود
يك شنبه ۱ آذر۱۳۸۸ ۱۸:۱۳ دانه ای که سپیدار بود
zebel
همراه عاشق
**


ارسال: 454
گروه: ثبت نام شده
تاریخ ثبت نام: چ ۱۳ آبان۱۳۸۸
وضعیت: آنلاین
رتبه دادن به این شخص: 4
#1
ارسال: #1
دانه ای که سپیدار بود


دانه ای که سپیدار بود

دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود.
دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: ? من هستم ، من این جا هستم. تماشایم کنید.?
اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.
دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک روز رو به خدا کرد و گفت: ? نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.? خدا گفت: ? اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی.?
دانه ی کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند.
سالهای بعد دانه ی کوچک، سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچکس نمی توانست ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد.


اگه می خوای اهل اسمون بهت رحم کنن به اهل زمین رحم کن
يك شنبه ۱ آذر۱۳۸۸ ۱۸:۱۳
پیدا کردن تمام ارسالها نقل قول این ارسال
تشکر شده توسط :
تبلیغات شما
تبلیغات شما:

يك شنبه ۱ آذر۱۳۸۸ ۲۱:۳۸ RE: دانه ای که سپیدار بود
halfbloodprince
شيداي عاشق
****


ارسال: 3.860
گروه: ثبت نام شده
تاریخ ثبت نام: پ ۱۸ تير۱۳۸۸
وضعیت: آفلاین
رتبه دادن به این شخص: 18
#2
ارسال: #2
RE: دانه ای که سپیدار بود


جالب بود یاد اون داستان گلوله برف کوچیک افتادم که تبدیل به بهمن شد مرسی دوست عزیز


نقیض یک قضیه صادق یک قضیه کاذب است، اما نقیض یک حقیقت ژرف گاهی حقیقت ژرف دیگری است
يك شنبه ۱ آذر۱۳۸۸ ۲۱:۳۸
پیدا کردن تمام ارسالها نقل قول این ارسال
تشکر شده توسط :
« موضوع قبلی | موضوع بعدی »
ارسال پاسخ  ارسال موضوع  

موضوع های مشابه
موضوع : نویسنده پاسخ ها: بینندگان: آخرین پاسخ
  عشق از دید ریاضیدان arezo.l 6 61 امروز ۱۶:۰۴
آخرین پاسخ: phoenix666
Kissoncheek یک ساعت ویژه TANHABGF 5 55 يك شنبه ۱۸ بهمن۱۳۸۸ ۱۱:۴۵
آخرین پاسخ: TANHABGF
Icon11- (3) راز موفقیت...؟ TANHABGF 8 67 يك شنبه ۱۸ بهمن۱۳۸۸ ۱۱:۴۲
آخرین پاسخ: TANHABGF

مشاهده نسخه قابل چاپ
ارسال این موضوع برای یک دوست
مشترک شدن در این موضوع | اضافه کردن این موضوع به علاقمندی ها

پرش به انجمن:


تبلیغات


تماس با ما - سایت عشق سرا | Asheghi - بازگشت به بالا - بازگشت به محتوا - آرشیو انجمن - RSS
Powered by MyBB
Translate & Theme by MyBB Persian Group
Copyright © 2002-1388 MyBB Group
Designed by mybbdesign Thembits By Parsehit.net

.